|
|
قورباغه را قورت بده !(قسمت دوم) |
|
|
پيامد كارها را در نظر داشته باشيد ميزان بزرگي و موفقيت هر فرد بستگي به اين دارد كه تا چه حد ميتواند همه نيروهاي خود را در يك كانال واحد بريزد. اُريسون سووِت ماردِن نشانه تفكر برتر يك انسان اين است كه بتواند در مورد پيامدهاي انجام دادن يا انجام ندادن يك كار پيشبيني درستي داشته باشد. اين كه يك كار يا فعاليت تا چه اندازه براي شما يا براي شركت شما اهميت دارد بستگي به پيامدهاي بالقوه آن كار دارد. اگر بتوانيد بر اين اساس اهميت هر كاري را ارزيابي كنيد ميتوانيد تعيين كنيد كه قورباغه بعدي شما كدام است. دكتر ادوارد بانفيلد از دانشگاه هاروارد پس از پنجاه سال پژوهش به اين نتيجه رسيد كه داشتن ‹‹ ديد بلند مدت ›› مؤثرترين عامل پيشرفتهاي اجتماعي و اقتصادي آمريكاست. ديد بلند مدت داشتن در كار تبديل به عاملي شده است كه از تمامي عوامل ديگر مانند تجربه، تحصيل، نژاد، هوش و روابط در تعيين ميزان موفقيت شما در زندگي نقش مهمتري دارد. رويكرد شما نسبت به زمان، يا ‹‹ افق زماني ›› شما، تأثير چشمگيري بر رفتارها و انتخابهاي شما دارد. كساني كه دورنماي درازمدتي از زندگي و حرفه خود دارند هميشه ميتوانند در مورد وقت و فعاليتهايشان بهتر از كساني كه كمتر در مورد آينده خود فكر ميكنند تصميمگيري كنند. قانون: تفكر دراز مدت تصميمگيريهاي كوتاهمدت را بهبود ميبخشد افراد موفق در مورد آينده خود جهتگيري روشني دارند. آنها درباره پنج، ده و بيست سال آينده فكر ميكنند و انتخابها و رفتارهاي خود را در زمان حال مورد تجزيه و تحليل قرار ميدهند تا با آيندهاي كه در درازمدت خواهان آن هستند هماهنگ باشد در كارتان داشتن تصو يري روشن از آنچه در درازمدت براي شما دارد تصميمگيريهاي كوتاهمدت شما را در مورد اينكه چه كارها يي در اولويت قرار دارند بسيار آسانتر ميكند. طبق تعريف، كارهاي مهم و ضروري به طور بالقوه نتايج بلندمدت دارند و كارهاي غير مهم و غير ضروري تأ ثيرات بلندمدت بسيار ناچيزي دارند و يا هيچ نتيجهاي ( تأ ثيري) ندارند. پيش از شروع هر كاري از خودتان بپرسيد: ‹‹ انجام دادن يا ندادن اين كارچه تأ ثيرات بلندمدتي برزندگي من خواهدداشت؟ ›› قانون: آيندهنگري فعاليتها و كارهاي فعلي ما را تحت تأ ثير قرار ميدهد و در اغلب مواقع تعيين كننده فعاليتهاي كنوني ماست هر چه اهداف آينده شما روشنتر باشد، تأ ثير بيشتري روي كارهايي كه در زمان حال مشغول انجام آنها هستيد خواهد گذاشت. با داشتن ديد بلندمدت و آيندهنگري بسيار بهتر ميتوانيد كارهاي فعليتان را ارزيابي كنيد و مطمئن شويد كه آيا اين كارها با آنچه كه هدف نهايي شماست و ميخواهيد در نهايت به آن برسيد مطابقت دارد يا خير. افراد موفق كساني هستند كه آمادهاند تا لذتهاي كوتاهمدت را به تعو يق بياندازند و با كار و تلاش نتايج بسيار ارزشمندي را در آينده به دست آورند. به عكس، افراد ناموفق بيشتر به خوشيها و لذتهاي كوتاهمدت و آني فكر ميكنند و به آينده خود بسيار كم توجهاند. دنيس وتيلي، سخنران معروف، ميگويد: ‹‹ انسانهاي ناموفق به كارهايي ميپردازند كه رفع كننده تنشها و ناراحتيهاست، در صورتي كه انسانهاي موفق به كارهايي ميپردازند كه آنها را به هدفهايشان ميرساند. ›› به عنوان مثال، زود سركار رفتن، مطالعه مرتب در زمينهاي كه به حرفه شما مربوط ميشود. شركت در كلاسهايي كه مهارت شما را بالا ميبرد و تمركز روي فعاليتهايي كه در حرفه شما ارزش بالايي دارند همگي تأثيرات بسزايي در زندگي شما خواهد داشت. از طرف ديگر، در آخرين لحظه سركار رفتن، نوشيدن چاي و قهوه، روزنامه خواندن و خوش و بش كردن و گپ زدن با همكاران هر چند در كوتاهمدت سرگرم كننده و لذتبخش است اما در درازمدت نهايتاً به عدم پيشرفت، دست نيافتن به اهداف و در جا زدن ميانجامد. اگر عمل يا فعاليتي بالقوه پيامدهاي مثبت فراواني دارد آن را در اولويت بالا قرار دهيد و بلافاصله شروع به انجام آن كنيد. همچنين اگر كاري بالقوه پيامدهاي منفي زيادي دارد انجام ندادن آن نيز بايد در اولويت بالا قرار بگيرد. قورباغه شما هر چه كه باشد بايد عزمتان را جزم كنيد و قبل از هر كاري آن را قورت بدهيد. نگيزه بايد علتي داشته باشد. وقتي فعاليت يا رفتاري را به وضوح براي خود تعريف كرديد، هر چقدر تأثيرات مثبتي كه آن كار ميتواند روي زندگي شما بگذارد بطور بالقوه بيشتر باشد، شما هم انگيزه بيشتري براي غلبه بر تنبلي و انجام سريع آن كار خواهيد داشت. اگر بهطور مداوم كارهايي را كه ميتواند تغيير عمدهاي در زندگي شما يا در جايي كه در آن كار ميكنيد ايجاد كند شروع كنيد و به اتمام برسانيد تمركز خود را حفظ كرده و پيشرفت خواهيد كرد. زمان به هر حال خواهد گذشت. تنها پرسشي كه وجود دارد اين است كه شما از وقتتان استفاده ميكنيد و قرار است در پايان هفتهها و ماههايي كه ميگذرند به كجا برسيد. و اينكه به كجا ميرسيد عمدتاً بستگي به ميزان توجهي دارد كه به عواقب احتمالي اعمال خود در كوتاه مدت ميكنيد. فكر كردن مداوم به پيامدهاي بالقوه انتخابها، تصميمگيريها و رفتارهايتان يكي از بهترين راههايي است كه بوسيله آن ميتوانيد اولويت هاي حقيقي خود را در كار و زندگي تعيين كنيد. قورباغه را قورت بده! به طور منظم ليست كارها، فعاليت ها و پروژه هاي خود را مرور كنيد. مرتباً از خودتان بپرسيد: ‹‹ كدام پروژه يا فعاليت است كه اگر آن را به بهترين نحو و با يك روش زمان بندي شده به انجام برسانم بيشترين تأثير مثبت را بر زندگي من خواهد گذاشت؟» آنچه را كه ميتواند بيشترين كمك را به شما بكند، هر چه كه باشد، به عنوان هدف خود در نظر بگيريد، براي دستيابي به آن برنامهريزي كنيد و بلافاصله روي برنامه خود شروع به كار كنيد. اين كلمات فوقالعاده گوته را به خاطر بسپاريد: ‹‹ اگر كار را شروع كنيدذهن شما گرم مي شود و اگر ادامه دهيد كار به انجام ميرسد. ›› روش الف ب پ ت ث را مدام به كار بگيريد نخستين قانونِ موفقيت، تمركز است. يعني همه نيروهاي خود را روي يك نقطه متمركز كنيد، مستقيماً به سراغ همان نقطه برويد و به چپ و راست منحرف نشويد. ويليام ماتئوس قبل از شروع كارها هر چقدر فكر بيشتري روي برنامهريزي و اولويتبندي كارها بگذاريد، كارهاي مهمتري خواهيد كرد و زماني كه كاري را شروع كرديد سريعتر آن را به پايان خواهيد رساند. هر چقدر كاري براي شما مهمتر و با ارزشتر باشد براي غلبه بر تنبلي و بهكارشدن انگيزه بيشتري خواهيد داشت. روش الف ب پ ت ث يك تكنيك قوي براي اولويت بندي است كه ميتوانيد هر روز از آن استفاده كنيد. اين تكنيك آنقدر ساده و مؤثر است كه استفاده از آن به خودي خود ميتواند شما را به يكي از كارآمدترين و مؤثرترين افراد در حوزه كاريتان تبديل كند. كارآيي اين تكنيك در سادگي آن نهفته است. روش آن به اين ترتيب است: براي شروع كار بايد ليستي از تمام كارهايي كه بايد در روز آينده انجام دهيد تهيه كنيد. روي كاغذ فكر كنيد. آنگاه قبل از آنكه شروع به كار كنيد، كنار هر يك از مواردي كه در ليست خود نوشتهايد يكي از حروف الف، ب، پ، ت، يا ث را بنويسيد. حرف الف براي كاري است كه بسيار مهم باشد، كاري كه بايد حتماً انجام دهيد وگرنه با عواقب جدي مواجه خواهيد شد. موردي كه با حرف الف مشخص شده است ميتواند ملاقات با يك مشتري خيلي مهم يا تمام كردن گزارشي باشد كه رئيستان براي يك جلسه هيأت مديره كه قرار است بزودي برگزار شود به آن نياز دارد. اين موارد قورباغههاي زندگي شما هستند. اگر بيش از يك مورد از نوع الف داريد آنها را با گذاشتن علامت الف-1، الف-2، الف-3، و ... اولويت بندي كنيد. كار الف-1 بزرگترين و زشتترين قورباغه شماست. موارد نوع ب هم كارهايي هستند كه بايد انجام داد اما عواقب آنها زياد شديد نيست. اين موارد بچهقورباغههاي زندگي شما هستند. اين بدان معني است كه اگر اين كارها را انجام ندهيد ناراحتي يا مشكلي ايجاد ميشود اما تأثير آن به هيچ وجه به شدت تأثير موارد الف نيست. جواب دادن به يك نامه كم اهميت يا چك كردن ئيميلها ميتواند جزء موارد ب باشد. قاعده اين است كه هرگز نبايد به موارد ب بپردازيد وقتي كه هنوز يكي از موارد الف باقي مانده است. يك بچهقورباغه نبايد حواس شما را پرت كند وقتي كه يك قورباغه بزرگ منتظر است كه قورتش بدهيد. وارد پ آنهايي هستند كه انجام دادنشان خوب است اما انجام ندادنشان عواقبي در پي ندارد. تلفن زدن به يك دوست، نوشيدن چاي يا نهار خوردن با يك همكار يا انجام دادن يك كار شخصي در ساعات كاري ميتواند جزء موارد پ باشد. اين قبيل موارد هيچ تأثيري روي زندگي شغلي شما ندارد. موارد ت كارهايي هستند كه ميتوانيد به شخص ديگري محول كنيد.قاعده اين است كه بايد هر كاري را كه كس ديگري ميتواند انجام دهد به وي واگذار كنيد تا وقت بيشتري براي انجام موارد الف كه فقط خودتان ميتوانيد انجام دهيد پيدا كنيد. موارد ث آنهايي هستند كه ميتوانيد آنها را بكلي حذف كنيد بدون آنكه واقعاً تغييري ايجاد شود. اين موارد ميتوانند كارهايي باشند كه زماني اهميت داشتهاند اما ديگر به شما مربوط نميشوند يا براي شما مناسب نيستند. اين كارها را اغلب از روي عادت يا چون از آنها خوشتان ميآيد انجام ميدهيد. پس از آنكه روش الف ب پ ت ث را روي ليست خود پياده كرديد كاملاً حاضر و آماده خواهيد بود تا كارهاي مهمتر را سريعتر انجام دهيد. مهمترين چيز براي اينكه روش الف ب پ ت ث كار كند اين است كه خود را موظف كنيد تا بلافصله براي انجام مورد الف-1 دست بهكار شويد و تا زماني كه به اتمام برسد به كار ادامه دهيد. از نيروي اراده خود بهره بگيريد تا مهمترين كاري را كه ميتوانيد انجام دهيد. از نيروي اراده خود بهره بگيريد تا مهمترين كاري را كه ميتوانيد انجام دهيد شروع كنيد و به آن ادامه دهيد. قورباغه را كاملاً قورت بدهيد و تا زماني كه كار تكميل نشده است از آن دست نكشيد. توانايي حلاجي كردن و تجزيه و تحليل ليست كارها و مشخص كردن كار الف-1 سكوي پرشي است كه شما را به بالاترين سطوح موفقيت، اعتماد به نفس، عزت نفس و سربلندي پرتاب ميكند. وقتي اين عادت را در خود بپرورانيد كه روي كار الف-1، يعني مهمترين كار خود، متمركز شويد ( و قورباغه خود را قورت بدهيد ) آنوقت خواهيد ديد كه ميتوانيد بيشتر از هر دو يا سه نفر از اطرافيان خود كارايي داشته باشيد. قورباغه را قورت بده! همين الآن ليست كارهاي خود را مرور كنيد و در كنار هر يك از موارد آن الف، ب، پ، ت يا ث بگذاريد، كار ‹‹ الف-1 ›› خود را انتخاب كنيد و بلافاصله روي آن شروع به كار كنيد، خود را موظف كنيد كه تا اين كار را به اتمام نرساندهايد دست به كار ديگري نزنيد. در طول يك ماه آينده، قبل از شروع به كار، اين روش الف ب پ ت ث را هر روز و در مورد هر ليستي كه از كارها يا پروژههاي خود تهيه ميكنيد به كار بگيريد. پس از يك ماه عادتِ شروع و ادامه كارهايي را كه بالاترين اولويت را براي شما دارند پيدا كردهايد و آينده شما تضمين شده است. . |
||
|
|
|
|
|
هاميلتون مابي: موانع چيزهايي وحشتناکي است که هر گاه شما چشمهايتان را از هدف دور نگاه مي داريد، آنرا مي بينيد. |
||
|
|
|
|
|
براي هر روز از قبل برنامه ريزي كنيد برنامه ريزي، آوردن آينده به زمان حال است تا بتوانيد همين الآن كاري براي آن انجام دهيد. آلِن لاكِين حتماً اين سؤال قديمي را شنيدهايد: ‹‹ چطور يك فيل را ميخورند؟ ›› و البته جواب هم اين است:‹‹ لقمه لقمه! ›› شما چطور درشتترين قورباغه خود را ميخوريد؟ به همين ترتيب: اول آن را به فعاليتهاي معيني كه بايد قدم به قدم انجامشوند تقسيم ميكنيد وسپس با اولينشان شروع ميكنيد.ذهن شما، يعني توانايي شما براي تفكر، برنامهريزي و تصميمگيري، قدرتمندترين وسيلهاي است كه براي غلبه بر تنبلي و افزايش بهرهوري خود در اختيار داريد. توانايي شما در تعيين هدف، برنامهريزي و انجام كار روند زندگي شما را مشخص ميكند. فكركردن و برنامهريزي كردن به خودي خود تواناييهاي ذهني شما را شكوفا ميكند و انرژيهاي ذهني وجسمي شما را افزايش ميدهد. بر عكس همانطور كه آلِكس مَك كِنزي ميگويد: واردعمل شدن بدون برنامه ريزي علت همه شكستهاست قابليت شما در برنامهريزي درست، قبل از شروع كار، معيار توانايي كلي شماست. هرچقدر برنامه شما بهتر باشد، آسانتر ميتوانيد بر تنبلي غلبه كنيد، كار را شروع كنيد،قورباغه خود را قورت بدهيد و به پيشرفت خود ادامه دهيد. يكي از اساسيترين اهداف شما در كار بايد اين باشد كه در برابر نيروهاي جسمي، عاطفي و ذهني كه به كار ميگيريد بيشترين بازده ممكن را به دست آوريد. خبر خوبي كه برايتان دارم اين است كه در مقابل هر دقيقه وقتي كه صرف برنامهريزي ميكنيد معادل ده دقيقه وقت در حين انجام كار صرفهجويي ميكنيد. برنامهريزي كارهاي روزانه بيشتر از ده تا دوازده دقيقه از وقت شما را نميگيرد ولي با اين سرمايهگذاري كوچك در زمينه وقت ميتوانيد دست كم دو ساعت ( 100- 120دقيقه ) از وقتي را كه در طول روز تلف ميكنيد يا به انجام كارهاي طاقت فرسا ميگذاريد صرفهجويي كنيد.شايد نام فرمول ‹‹ شش P ›› را شنيده باشيد. اين فرمول ميگويد: ›› Proper Prior Planning Prevents Poor Performance. ‹‹ ‹‹ برنامه ريزيِ قبليِ مناسب مانعِ عملكردِ ضعيف ميشود. ›› وقتي ميفهميد كه برنامهريزي تا چه حد ميتواند در بالا بردن كارايي و عملكردشما مفيد باشد تعجب ميكنيد كه پس چرا تعداد بسيار كمي از مردم براي كارهايشان برنامهريزي ميكنند. ضمناً برنامهريزي واقعاً كار بسيار سادهاي است. تنها چيزي كه براي اين كار لازم داريد يك صفحه كاغذ و يك خودكاراست. اساس كار پيچيدهترين ‹‹ پالم پايلوت ›› يا برنامه كامپيوتري كه موعد سررسيد اقساط را اعلام ميكند نيز همين است: بنشينيد و قبل از انجام هر كاري ليستي از كارهايي كه بايد انجام شود تهيه كنيد.هميشه كارها را براساس ليست تهيه شده انجام دهيد. هنگامي كه كار جديدي پيش ميآيد قبل از آنكه دست به انجام آن بزنيد آن را به ليست اضافه كنيد. ازهمان اولين روزي كه انجام كارهاي خود را براي هميشه از ليست آغاز ميكنيدبه میزان کارایی و بازدهی شما 25 درصد افزوده می شود ليست كارهاي روز بعد را شب قبل از آن و پس از آن و پس از تمام شدن كار روزانه تهيه كنيد. ابتدا كارهايي را كه هنوز تمام نكردهايد و سپس كارهايي را كه بايد روز بعد انجام دهيد وارد ليست كنيد. هنگامي كه ليست كارهايتان را شب قبل آماده ميكنيد ذهن ناخودآگاه شما تمام مدت شب كه در خواب هستيد روي اين ليست كار ميكند و اغلب مواقع هنگامي كه از خواب بيدار ميشويد ايدههايي داريد كه با استفاده از آنها ميتوانيد كارهايتان را بهتر و سريعتر از آنچه در ابتدا تصور ميكرديد انجام دهيد هر چه قبل از انجام كار وقت بيشتري براي آماده كردن و نوشتن ليست تمام كارهايي كه بايد انجام دهيد صرف كنيد كارايي شما بيشتر ميشود. شما براي هدفهاي متفاوت خود نياز به ليستهاي مختلف داريد. اول از همه به يك ليست اصلي نياز داريد كه در آن همه كارهايي را كه فكر ميكنيد ميخواهيد در آينده دور يا نزديك انجام دهيد يادداشت كنيد. اين ليست براي آن است كه هر ايده جديدي كه به ذهنتان ميرسد و هر مسئوليت تازهاي را كه پيدا ميكنيد در آن وارد كنيد. بعداً ميتوانيد مواردي را كه در آن وارد كردهايد مرتب و منظم كنيد. دوم، به يك ليست ماهيانه نياز داريد كه آن را در پايان هر ماه براي ماه آينده تهيه و تنظيم ميكنيد. در اين ليست بعضي از مواردي كه در ليست اصلي درج كردهايد وارد ميكنيد. سوم، بايد يك ليست هفتگي داشته باشيد كه در آن تمام هفته را از قبل برنامهريزي كنيد. اين ليست همانطور كه در طول هفته مشغول انجام امور جاري هستيد تكميل ميشود. اين شيوه برنامهريزي زمانبنديشده نظاممند ميتواند براي شما بسيار سودمند باشد. بسياري از مردم به من گفتهاند اين عادت كه حدود 2 ساعت از وقتشان را در پايان هفته صرف برنامهريزي هفته آينده كنند بهرهوري آنها را به طور چشمگيري افزايش داده و زندگي آنها را كاملاً دگرگون كرده است. اين راهكار مسلماً در مورد شما نيز نتيجهبخش خواهد بود. دست آخر بايد كارها و وظايف روزانه را مشخص نموده و آنها را از ليستهاي ماهيانه و هفتگي به ليست روزانه خود منتقل كنيد. اين موارد فعاليتهاي معيني هستند كه بايد در روز آينده به آنها بپردازيد. در طول روز همانطور كـه پيش ميرويد در ليست روزانه كـنار فعاليتهايي كـه به اتمام ميرسانيد تيـك ( R ) بزنيد. اين كار به پيشرفت كارتان عينيت ميبخشد و در شما احساس موفقيت و حركت به سوي جلو ايجاد ميكند. وقتي ميبينيد كه داريد مطابق ليست خود پيش ميرويد انگيزه و انرژي بيشتري پيدا ميكنيد. اين كار اعتماد به نفس شما را افزايش ميدهد. پيشرفت مداوم و مشهود شما را بيشتر به حركت وا ميدارد و كمك ميكند تا بر تنبلي غلبه كنيد. وقتي پروژهاي را در پيش رو داريد، صرف نظر از اينكه چه نوع پروژهاي است، اول ليستي از تمام اقداماتي كه بايد براي به پايان رساندن آن از ابتدا تا انتها انجام دهيد تهيه كنيد. فعاليتهاي پروژه را اولويتبندي كرده و ترتيب انجام آنها را مشخص كنيد. ليست را روي يك صفحه كاغذ يا در يك برنامه كامپيوتري بازنويسي كنيد تا پيوسته در دسترس باشد. آنوقت يكي يكي براي انجام فعاليتها دست به كار شويد. از ميزان پيشرفت كار با اين روش حيرتزده خواهيد شد. وقتي مطابق ليستهاي خود كار ميكنيد احساس ميكنيد كه مؤثرتر و قويتر شدهايد. احساس ميكنيد كه هر چه بيشتر كار ميكنيد، فكر شما بهتر و خلاقتر ميشود و بينشي پيدا ميكنيد كه ميتوانيد كارها را حتي سريعتر انجام بدهيد. همانطور كه گفته شد وقتي بهطور مداوم از روي ليستهاي خود كار ميكنيد احساس مثبت پيشرفت را در خود تقويت ميكنيد و اين به شما كمك خواهد كرد كه بر تنبلي خود غلبه كنيد. اين احساس پيشرفت براي انجام كارهاي روزانه انرژي بيشتري به شما. ميدهد.يكي از مهمترين قوانين كارايي فردي قانون 90/10 است. اين قانون ميگويد: ده درصدوقت اوليهاي را كه قبل از شروع كار صرف برنامهريزي و تنظيم فعاليتهاي خودميكنيد معادل نود درصد از وقتي را كه در حين انجام فعاليتها مصرف ميكنيد صرفهجويي ميكند. كافي است اين قانون را يك بار بهكار بگيريد تا درست بودن آن برايتان اثبات شود.وقتي فعاليتهاي روزانه را از قبل برنامهريزي كنيد، شروع كردن و ادامه دادن به كارهابرايتان آسانتر ميشود، كارتان سريعتر و راحتتر از هميشه پيش ميرود، احساس قدرت و توانايي بيشتري ميكنيد و نهايتاً توقفناپذير ميشويد. قورباغه را قورت بده! از همين امروز تهيه برنامه روزانه، هفتگي و ماهانه خود را شروع كنيد. يك دفترچه يا يك برگ كاغذ برداريد و همة كارهايي را كه بايد در بيست و چهار ساعت آينده انجام دهيد يادداشت كنيد. اگر ايدههاي جديدي بعداً به ذهنتان ميرسد، آنها راهم مجدداً به ليست اضافه كنيد. ليستي از تمام كه كارهايي كه جزء 20 درصد ارزشمند هستند معوق ماندهاند.قبل از شروع هر كاري از خودتان بپرسيد: ‹‹ آيا اين كار جزء 20 درصد بالاست يا80 درصد پايين؟ ››قانون: در مقابل اين وسوسه كه اول كارهاي كوچك را سروسامان دهيد مقاومت كنيد.به يادداشته باشيد كه وقتي تصميم ميگيريد كاري را بارها و بارها انجام دهيداين كار نهايتاً به يك عادت تبديل ميشود و ترك آن سخت خواهد. اگر تصميمبگيريد هر روزتان را با انجام كارهاي كم ارزش شروع كنيد بهزودي اين عادت درشما شكل ميگيرد كه هر روز را با كارهاي كم ارزش شروع كنيد و روزها را باانجام آنها بگذرانيد و مناسب نيست كه بخواهيد چنين عادت را در خودتان بپرورانيديا آن را حفظ كنيد.سختترين مرحله از انجام هر كار مهمي اولين مرحله يعني شروع كردن آن است.وقتي انجام يك كار مهم را واقعاً آغاز ميكنيد، به طور طبيعي انگيزه پيدا ميكنيدتا آن را ادامه دهيد. قسمتي از ذهن شما هميشه عاشق اين است كه سرگرمكارهاي مهمي باشد كه واقعاً ميتوانند در زندگي شما تحول ايجاد كنند. وظيفهشما اين است كه اين قسمت از ذهن خود را دائماً تغذيه كنيد. حتي فكر كردنبه شروع و انجام يك كار كليدي انگيزه شما را بالا ميبرد و كمك ميكند تا بر تنبليخود غلبه كنيد. واقعيت اين است كه مدت زمان لازم براي انجام يك كار مهم دراغلب موارد معادل مدت زماني است كه براي انجام يك كار مهم كم اهميت لازم است. تفاوت در اين است كه شما با اتمام كاري ارزشمند و قابل توجه بهطورفوقالعادهاي احساس خرسندي و غرور ميكنيد، حال آنكه با صرف همان ميزانپروژهها و كارهاي بزرگي كه درنظر داريد در آينده انجام بدهيد تهيه كنيد. هر يك از هدفها و پروژههاي بزرگ خود را براساس اولويت ( آنچه كه مهمتر است ) و توالي ( آنچه بايد اول انجام شوو آنچه بايد بعد از آن انجام شود ) و ...، مرتب كنيد. براي اين كار ميتوانيد پايان كاررا در نظر مجسم كنيد و از آخر به اول بياييد.رو ي كاغذ فكر كنيد! هميشه از روي ليست كار كنيد. به اين ترتيب حتي خودتان هم متعجب خواهيد شد كه چقدر كاراييتان بيشتر شده است و چقدر راحتترميتوانيد قورباغه خود را قورت بدهيد. قانون 80/20را در همه امور به كار بگيريد وقت وانرژي درانجام كاري كم ارزش يااحساس خرسندي نخواهيد كرد و ياميزان آن بسيار اندك خواهد بود.مديريت زمان در واقع مديريت زندگي و مديريت فردي و يا تحت كنترل درآوردن جريان وقايع است. با استفاده از مديريت زمان هميشه آزاد خواهيد بود كه فعاليت بعدي خود و نيز فعاليت پس از آن را انتخاب كنيد. توانايي شما در انتخاب ميان كارهاي با اهميت و كم اهميت كليد تعيين ميزان موفقيت شما در زندگي و كار است.افراد مؤثر و سازنده هميشه خود را موظف ميكنند تا انجام كاهاي مهمي را كه در پيش رو دارند آغاز كنند. اين افراد خود را مجبور ميكنند كه قورباغه را، هرچه كه ميخواهد باشد، قورت بدهند. در نتيجه اين افراد بسيار بيش از افراد معمولي كارايي دارند و به همين دليل بسيار خوشبختتر هستند. شما هم بايد به همين روش كار كنيد. قورباغه را قورت بده! همين امروز ليستي از تمامي هدفها، پروژهها و مسئوليتهاي خود تهيه كنيد.كداميك از آنها جزء 10 تا 20 درصد از كارهايي هستند كه 80 يا 90 درصد از نتايجمورد نظر ما را به بار ميآورند يا ميتوانند به بار آورند؟از همين امروز قاطعانه تصميم بگيريد كه وقت بيشتري را را صرف فعاليتهاي معدودي بكنيد كه ميتوانند در زندگي شما تحول واقعي ايجاد كنند و وقت كمتري را صرف فعاليتهاي كم اهميتتر بكنيد. |
||
|
|
قورباغه را قورت بده(قسمت اول) |
|
|
|
TRIZ چیست؟ |
|
|
كوتاهترين پاسخ به اين پرسش كه «TRIZ چيست؟» ميتواند اين 50 كلمه باشد:
بدانيم كه Essence of TRIZ Recognition that |
||
|
|
چرا استانداردها براي ما مهم هستند؟ |
|
|
اگر استانداردها وجود نداشتند چه اتفاقي مي افتاد؟ اگر استانداردها وجود نداشتند ما به سرعت متوجه اين موضوع مي شديم. استانداردها در زندگي انسانها نقش بزرگي را ايفا مي کنند اگر چه اين نقش در اغلب اوقات به صورت نا مرئي عمل مي کند.در غياب آنها اهمييتشان آشکار مي شود .به عنوان مثال به عنوان مصرف کننده يک کالا در نبود استاندارد ها از بد شدن کيفيت يک کالا مطلع ميشويم.ما اغلب از اهميت استانداردها در ارتقاء سطح کيفيت , راحتي استفاده, بازده و قابليت تعويض نا آگاه هستيم همچنان که از فراهم آوردن اين امکانات با قيمت اقتصادي تا آگاه هستيم. ايزو بزرگترين توسعه دهنده استاندارد در دنيا است. اگر چه فعاليت عمده ايزو توسعه فني استانداردها است در عين حال استانداردهاي ايزو داراي انعکاس زياد اقتصادي و اجتماعي است. استانداردهاي ايزو باعث تغييرات مثبت ميشوند; نه تنها براي مهندسان و صاحبان شرکت بلکه براي کساني که مشکلات ساده را در توليد و توزيع حل ميکنند و در کل براي عموم مردم. استانداردهاي بين المللي که ايزو آنها را توسعه ميدهد بسيار مورد استفاده و کاربردي هستند.آنها براي انواع سازمانهاي تجاري, دولتها ,مديران فروش, متخصصان تنظيم اظهارنامه هاي مالي , تعميين کنندگان مواد اولييه , سرويس دهندگان عمومي و خصوصي و در نهايت خريداران و مصرف کنندگان نهايي مفيد اند. استانداردهاي ايزو در توسعه , توليد و تهيه محصولات و سرويس هاي کارآمد , ايمنتر و تميزتر به ما کمک مي کنند. آنها معامله بين کشور ها را آسان تر ميکنند. آنها براي دولتها سلامتي , ايمني , و قوانين محيط زيستي را فراهم مي کنند.انتقال تکنولوژي را به کشورهاي در حال توسعه اسانتر مي کنند. همچنين استانداردهاي ايزو از مشتريان و مصرف کنندگان عمومي در برابرمحصولات و سرويس هاي ارائه شده محافظت مي کند. و در کل زندگي را براي آنها ساده تر ميکند. وقتي همه کارها درست انجام ميشود-مثلا سيستمها , ماشينها و دستگاه ها درست و مطمئن کار ميکنند - اغلب به اين دليل است که استاندارد ها پياده سازي شده اند.و سازمانها مسوول استفاده از هزاران استاندارد هستند که آنه ISO نام دارند. ايزو چه چيزي است؟ ايزو يک شبکه از موسسات استاندارد ملي در 147 کشور دنيا است که بر پايه يک مرکز در هر کشور و يک مرکز اصلي در شهر ژنو – سويس- است که وظيفه هماهنگي مراکز مختلف را دارد. ايزو يک موسسه غير دولتي است . يعني مانند سازمان ملل اعضاي ان هر کدام نماينده ملي کشور خود نيستند. با اين همه ايزو يک نقش مهم بين قسمتهاي خصمصي و عمومي بازي ميکند. دليل اول آنکه اعضاي ان يا در دولت و موسسات دولتي داراي سمت هستند و يا نامينده دولت هستند. از طرف ديگر بقيه اعضا که نقش خصوصي دارند داراي نقش مهم در ارتباطات صنعتي هستند. بنابراين ايزو مانند يک پل ارتباطي عمل ميکند که رضايت کسب و کار و همچنين درخواست عموم را هر دو تامين ميکند. ايزو به چه معني است؟ به دليل آنکه “International Organization for Standardization” داراي اختصارات متعددي در زبانهاي متعدد است IOS) در انگليسي و يا OIN در زبات فرانسوي براي Organisation internationale de normalization ( , به همين دليل تصميم گرفته شده تا از لغت يوناني isos به معني برابر استفاده شود. استانداردهاي ايزو چگونه به جامعه سود ميرسانند؟ براي تجارت, پذيرش عمومي استانداردهاي بين المللي باعث ميشود که توليد کننده اساس توسعه محصولات و سرويسهاي خود را بر اين اساس گذاشته و در نتيجه به مقبوليت عمومي دست پيدا کند.همچنين باعث ميشود که کسب و کارهايي که بر اساس استانداردهاي بين المللي ايجاد شده اند به راحتي در نقاط مختلف دنيا قابل رقابت باشند. براي خريداران, مطابقت و سازگاري عمومي محصولات در جهان که در اثر پيروي از استانداردهاي بين المللي بوجود آمده است باعث شده است تا مصرف کنندگان داراي قدرت انتخاب بيشتر شوند و همچنين از قيمت پا يينتر که در اثر رقابت بوجود آمده است بهره برند. براي دولتها, استانداردهاي بين المللي پايه هاي تکنولوژيکي و علمي را فراهم ميکند که باعث پايه ريزي سلامتي, امنيت و حفظ طبيعت ميشود. براي کشور هاي توسعه, يافته استانداردهاي بين المللي به کشورهاي توسعه يافته اين امکان را مي دهد که که با سرمايه گذاري صحيح بر روي منابع کمياب خود از اتلاف آنها جلوگيري کنند. براي مصرف کنندگان, انطباق محصولات و سرويسها با استانداردهاي بين المللي مصرف کننده را از کيفيت , امنيت و راحتي مطمئن ميسازد. براي همه افراد, استانداردهاي بين المللي به همه کمک ميکند تا از امنيت حمل و نقل , دستگاه ها و لوازمي که استفاده مي کنند مطمئن باشند. براي محيط زيست, براي محيط زيستي که در آن ساکن شديم , استاندارد هاي بين المللي براي هوا , آب و کيفيت خاک , و انتشار گازها و تشاشعات مي تواند به ما در حفظ محيط زيست کمک کند.
|
||