|
|
DOE |
|
|
طراحي آزمايشات ((DOE DOE عبارتست از ايجاد تغييرات هدفمند در وروديها يا مشخصه هاي يك فرآيند بمنظور مشاهده و تست تغييرات حاصل در خروجيها يا نتايج. در واقع يك فرآيند از تركيب ماشينها، مواد، روشها، انسان، محيط و اندازه گيري هاي مربوطه تشكيل شده كه در نهايت منجربه توليد يك محصول يا خدمت مي گردد. طراحي آزمايش يك راهكار علمي است كه به شما اين امكان را مي دهد تا در زمينه درك بهتر از فرآيند، دانش بيشتري (بصورت سيستماتيك) كسب نموده و بر چگونگي اثر ورودي بر خروجي احاطه پيدا كنيد. DOE به منزله يك راهنما و مرجع براي متخصصيني (مديران، مهندسان و دانشمندان) است كه با بهبود و توسعه محصول و فرآيند سر و كار دارند. بيشتر مهندسان با چگونگي انجام آزمايشهاي مربوط به عملكرد محصولات و فرآيندها آشنا هستند، اما اين دانش آنها بسيار محدود است. وقتي مهندسان با موضوع تعيين بهترين روش براي آزمايش مواجه مي شوند، بلافاصله مسائل هزينه بالا و زمان طولاني براي آنها تداعي ميگردد. جاي تأسف است كه چنين اشخاصي در ميدانهاي مختلف صنعتي از صرفهجويي قابل ملاحظه در زمان و هزينه اي كه از طراحي موثر و كارآمد آزمايشها حاصل مي گردد اطلاع ندارند. در حقيقت در طراحي آزمايشها نه تنها در زمان و هزينه صرفهجويي چشمگيري صورت مي گيرد، بلكه محصولات وفرآيندهاي كاملاً بهبود يا توسعهيافتهاي نيز حاصل مي گردد. با بكارگيري و درك مفهوم طراحي آزمايشها، مديران و مهندسان در مييابند كه چگونه مي توان محصولات فاقد قدرت رقابتي را مجدداً با كيفيتي بالاتر به صحنه رقابت بين المللي برگرداند. مديران ومهندسان امروز لازم است كه قبل از تصميم گيري در مورد ميزان بهبود و توسعه محصول و فرآيندخود، اطلاعات كافي از روشهاي طراحي آزمايش داشته باشند. به همين خاطر است كه شركتهاي بين المللي نظير تويوتا سالانه تعداد زيادي از مهندسان خود را تحت دوره هاي آموزشي DOE قرار ميدهند و شركتي مثل فورد در آمريكا، حتي تأمين كنندگان قطعات خود را ملزم به استفاده از اين تكنيك مي نمايد. قابليت و توانايي هاي DOE تا حدي زياد است كه كمپاني ITT در آمريكا توانست به كمك آن تنها در يكسال معادل 35 ميليون دلار صرفه جويي نمايد و يك كمپاني ديگر ضايعات 40 درصدي خود را كاملاً از بين برد و به سود دهي بسيار زيادي دست يافت. اينچنين دستاوردها و اثراتي است كه باعث شده است متخصصين امر DOE را بعنوان فاكتور كليدي رقابت صنعتي آينده كشور پيشرفتهاي نظير آمريكا قلمداد نمايند و رقابت در صحنه بين المللي را بدون سلاح DOE غير ممكن تشخيص دهند. لازم به ذكراست كه DOE علاوه بر اينكه مي تواند مستقل عمل نمايد، حتي در اثر بخشي ساير تكنيكها و ابزارهاي كيفيت نظير FMEA، QFD، آناليز تلرانس، SPC و … نقش به سزايي دارد، بطوريكه زيربناي برنامههاي TQM و ابزاري قدرتمند در استقرار موثر استانداردهاي QS 9000 معرفي شده است. هدف از اجراي DOE جهت نيل به مقاصد كيفيتي فوق الذكر و سوددهي بالا را مي توان بصورت زير دسته بندي نمود : 1- تعيين موثرترين و مهم ترين عوامل كنترل فرآيند و كاهش موثر هزينه هاي كيفيت نظير ضايعات و بازرسي. 2- تعيين نحوه تاثير مشخصه هاي كنترلي يا ورودي هاي فرآيند بر روي مشخصههاي كيفي يا عملكردي فرآيند و محصول در كوتاهترين زمان و با كمترين هزينه ممكن. 3- مدلسازي فرآيند و تعيين رابطه ورودي ها و خروجي هاي (محصول يا عملكرد) فرآيند و اقدام جهت بهبود مستمر محصول و فرآيند با كمترين هزينه و دركوتاهترين زمان. 4- غير حساس نمودن مشخصههاي كيفي نسبت به عواملي كه امكان كنترل آنها وجود ندارد و باعث افزايش ضايعات و نقصان عملكرد مشخصههاي كيفي ميگردند. 5- تعيين محدوده مجاز يا تلرانس عوامل كنترل فرآيند (بصورت علمي) بنحوي كه عملكرد يا مشخصههاي كيفي موردنظر هميشه درمحدوده مجاز تعريف شده قرار بگيرند. 6- تدوين دانش فني عملكردي(شناخت) محصول و فرآيند با توجه به عملكرد و مشخصههاي كيفي آنها و اقدام جهت كاهش موثر هزينه و زمان توسعه و بهبود محصول و فرآيند. با توجه به موارد ذكر شده در بالا، دستاوردهاي كلي تكنيك DOE را مي توان در مباحث قابل توجه زير در نظر گرفت : 1- شناخت مشخصههاي محصول و فرآيند 2 - بهبود كيفيت 3- كاهش ضايعات 4- كاهش بازرسي 5- كاهش زمان عملكرد محصول و توليد 6 - بهبود عملكرد 7- افزايش بهره وري 8 - كاهش هزينه 9- كاهش زمان عملكرد محصول و توليد اگر چه DOE در كشور ما خوب شناخته نشده است و كسي هنوز با آن بطور موثر برخورد نكرده است، ولي مجهز شدن به اين نوع ابزار كيفيت كاملاً امكان پذير بوده و با توجه به ميزان بالاي ضايعات در صنايع و تخصصهاي مختلف، بكارگيري آن كاملاً توجيه پذير و همراه با سودآوري بسيار قابل توجه خواهد بود |
||
|
|
قورباغه را قورت بده !(قسمت چهارم) |
|
|
به قانون تشخيص ضرورت عمل كنيد تمركز در معناي اصلي و درست كلمه تواناييِ دقت و توجه ذهن روي يك موضوع واحد است. كُمار قانون تشخيص ضرورت ميگويد: ‹‹ هيچوقت براي انجام همهي كارها وقت كافي وجود ندارد ولي هميشه براي انجام مهمترين كارها وقت كافي هست. ›› به بيان ديگر، شما هرگز نميتوانيد تمام قورباغهها و بچهقورباغههاي داخل بركه را بخوريد، اما هميشه ميتوانيد بزرگترين و زشتترين آنها را بخوريد و همين كار حداقل در حال حاضر كفايت ميكند. هنگامي كه وقت رو به اتمام است و انجام ندادن يك كار يا پروژهي مهم عواقب بسيار بدي خواهد داشت، معمولاً هميشه وقت كافي براي انجام دادن آن كار را پيدا ميكنيد، آن هم اغلب درست در دقايق آخر ( به ياد داشته باشيد كه در فوتبال بايد تا دقيقهي 90 بجنگيد تا پيروز شويد ). مثلاً زودتر سر كار ميرويد، دير از سر كار برميگرديد و خودتان را مجبور ميكنيد كه به جاي روبرو شدن با عواقب بدي كه در اثر انجام ندادن كار در مدت زمان معين گريبانگير شما خواهد شد كار را به اتمام برسانيد. قانون: هرگز براي انجام تمام كارهاي لازم وقت كافي وجود ندارد اين يك واقعيت است كه امروزه هر فرد به طور متوسط از 110 تا 130 درصد وقت توانايي خود كار براي انجام دادن دارد و حجم كارها و وظايف مرتباً در حال افزايش است. همهي ما مطالب زيادي داريم كه بايد بخوانيم يكي از تحقيقات اخير نشان ميدهد كه مديران براي مطالب و پروژههايي كه مطالعهي آنها در خانه يا محل كار به تعويق افتاده است بهطور متوسط به 300 تا 400 ساعت وقت نياز دارند. اين بدان معناست كه شما هرگز نميتوانيد عقبافتادگيها را جبران كنيد و بايد اين فكر را از ذهن خود بيرون كنيد. تنها چيزي كه ميتوانيد به آن اميدوار باشيد اين است كه به كارهاي اصلي برسيد و ساير كارها بايد فعلاً در ليست انتظار بمانند. خيلي از مردم ميگويند كه وقتي مجبور هستند كاري را تا مدت زمان معيني به اتمام برسانند هميشه كارايي بيشتري پيدا ميكنند. متأسفانه سالها تحقيق نشان ميدهد كه اين هم به ندرت كارساز است. افرادي كه به دليل تنبلي و تأخير در انجام كار براي اتمام كارهايشان مهلت تعيين ميكنند اغلب دچار استرس بيشتر ميشوند، بيشتر مرتكب اشتباه ميشوند و مجبور به دوبارهكاري بيشتري ميشوند. در اغلب موارد هنگامي كه افراد سعي ميكنند كاري را در مهلت سفت و سختي كه خودشان مشخص كردهاند به اتمام برسانند باعث خوب انجام ندادن كار و بالا رفتن هزينهها ميشود كه در مدت طولاني اين مسئله منجر به زيانهاي شديد مالي خواهد شد. گاهي اوقات هنگامي كه افراد سعي ميكنند كاري را در دقايق آخر به اتمام برسانند به دليل عجله در كار مجبور به دوباره كاري ميشوند و در نتيجه كار در مدت زماني بسيار طولانيتر به اتمام ميرسد. براي آنكه بتوانيد روي مهمترين كارهايتان تمركز كنيد و آنها را طبق برنامه به اتمام برسانيد سه سؤال وجود دارد كه ميتوانيد مرتباً از خود بپرسيد. سؤال اول اين است: ‹‹ مهمترين و باارزشترين كارهاي من كدامند؟ ›› به بيان ديگر، بزرگترين قورباغههايي كه بايد بخوريد تا مهمترين نقش را در پيشبرد اهداف سازمانتان داشته باشيد كدامند؟ اين يكي از مهمترين پرسشهايي است كه بايد از خود بپرسيد و به آن پاسخ بدهيد. مهمترين و باارزشترين كارهايي كه بايد بكنيد كدامند؟ اين سؤال را ابتدا از خودتان بپرسيد. سپس از رئيستان، همكارانتان و زيردستانتان نيز همين سؤال را بپرسيد. قبل از شروع به كار بايد توجهتان را روي فعاليتهاي كاريتان متمركز كنيد و از پشت ذرهبين ذهنتان مهمترين فعاليتهاي كاري خود را بهطور شفاف و روشن ببينيد. دومين سؤالي كه بايد مرتب از خود بپرسيد اين است: ‹‹ چه كاري است كه اگر من و فقط من خوب انجام بدهم تفاوت چشمگيري در زندگي و شغلم خواهد داشت؟ ›› ين پرسش متعلق به پيتر دِراكِر استاد بزرگ مديريت است. اين يكي از بهترين سؤالها براي دستيابي به كارايي فردي است. چه كاري است كه شما و فقط شما ميتوانيد آن را انجام دهيد و اگر خوب انجام دهيد تفاوت چشمگير يا تحول اساسي در زندكي يا كارتان ايجاد ميشود. اين كاري است كه فقط شما ميتوانيد انجام دهيد. اگر شما انجام ندهيد هيچكس ديگري آن را انجام نخواهد داد، اما اگر شما آن را انجام بدهيد، و خوب انجام بدهيد در زندگي و كارتان تحول اساسي ايجاد ميكند. اين چه كاري است؟ چه قورباغهاي است كه شما بايد آنرا بخوريد!؟ هر ساعت از روز ميتوانيد اين سؤال را از خودتان بپرسيد و مطمئن باشيد كه براي آن پاسخ روشن و صريحي وجود دارد. وظيفهي شما اين است كه اين پاسخ روشن و صريح را پيدا كنيد و سپس قبل از اقدام به هر كار ديگري اين كار را شروع كنيد. سومين سؤالي كه ميتوانيد از خودتان بپرسيد اين است: ‹‹ بهترين استفادهاي كه ميتوانم در حال حاضر از وقتم بكنم چيست؟ ›› به بيان ديگر، ‹‹ بزرگترين قورباغهي من در حال حاضر كدام است؟ ›› اين پرسش، كليد اصلي مديريت زمان، غلبه بر تنبلي و تبديل شدن به فردي بسيار فعال و سازنده است. در هر ساعتي از روز كه اين سؤال را از خود بپرسيد و هميشه مشغول به كاري شويد كه در پاسخ به اين سؤال معلوم ميشود، حال اين كار هر چه ميخواهد باشد. كاهاي مهم را اول انجام دهيد و كارهايي را كه در اولويت نيستند اصلاً انجام ندهيد. همانطور كه گوته ميگويد: ‹‹ كارهايي كه از همه مهمتر هستند نبايد قرباني كارهاي غيرضروري شوند. ›› هرچه پاسخهاي شما به اين پرسشها دقيقتر و روشنتر باشد، آسانتر خواهيد توانست كارهايتان را اولويتبندي كنيد، بر تنبلي پيروز شويد و كاري را كه انجام آن بهترين استفاده از وقت است آغاز كنيد. قورباغه را قورت بده! قويترين ابزار ذهني شما براي رسيدن به موفقيت توانايي شما در اولويتبنديِ درستِ كارهايتان است. هر روز چند دقيقهاي در جايي كه كسي مزاحمتان نشود راحت بنشينيد و بدون استرس و نگراني فقط به كارهايي كه بايد انجام بدهيد فكر كنيد. تقريباً هر بار در سكوت و تنهايي به ايدههاي جالبي ميرسيد كه وقتي اين ايدهها را به كار بگيريد به ميزان زيادي در كار خود صرفهجويي خواهيد كرد. با اين كار، اغلب پيشرفتها و موفقيتهايي را تجربه خواهيد كرد كه مسير زندگی و شغل شما را به کلی دگرگون میکند. |
||
|
|
قورباغه را قورت بده!(قسمت سوم) |
|
|
روي اهداف اصلي تمركز كنيد وقتي همه نيروهاي جسمي وذهني متمركزشوند توانایی فردبراي حل مشكلات به طورحيرتانگيزي چندبرابر ميشود نرمن وينسنت پيل «چرا به من حقوق ميدهند؟ ›› اين يكي از مهمترين پرسشهايي است كه بايد در تمام مدتي كه به كاري مشغول هستيد مرتباً از خودتان بپرسيد واقعيت اين است كه بيشتر مردم كاملاً مطمئن نيستند كه چرا به آنها حقوق ميدهند، اما اگر براي شما كاملاً روشن نباشد كه چرا به شما حقوق ميدهند و براي دستيابي به چه نتايجي شما را استخدام كردهاند به سختي خواهيد توانست كار خود را به بهترين نحو انجام دهيد، حقوق خود را بالا ببريد و سريعتر ارتقاء پيدا كنيد سادهترين پاسخ به اين پرسش اين است كه شما را براي رسيدن به اهداف بهخصوصي استخدام كردهاند. دستمزد يا حقوق عبارت است از مبلغي كه براي كميت و كيفيتي معين از كاري پرداخت ميشود كه در تركيب با كارهاي ديگران محصول يا خدمتي را به وجود ميآورد كه مشتريها حاضرند به خاطر آن پول بدهند در هر كاري اهداف اصلي مورد نظر را بهندرت ميتوان در بيش از پنج تا هفت زمينه دستهبندي كرد. اين اهداف همانهايي هستند كه شما بايد براي انجام مسئوليتهاي خود و داشتن حداكثر مشاركت با سازمان خود به آنها دست پيدا كنيد اهداف اصلي مورد نظر شبيه به كاركردهاي حياتي بدن هستند مانند كاركردهايي كه به وسيله ميزان فشار خون، سرعت ضربان قلب، آهنگ تنفس و ميزان فعاليت امواج مغزي نشان داده ميشود. فقدان هر يك از اين فعاليتهاي حياتي منجر به مرگ ارگانيسم خواهد شد به همين طريق، عدم موفقيت ما در دستيابي به هريك از اهداف اصلي مورد نظر نيز منجربه اين خواهد شد كه شغلتان را از دست بدهيد به عنوان مثال، اهداف اصلي در مديريت عبارتند از: برنامه ريزي، سازماندهي، گرفتن پرسنل، تفويض اختيار، نظارت، ارزيابي و گزارش گيري. اينها زمينههايي هستند كه يك مدير بايد در آنها به نتايجي دست يابد تا بتواند در كار خود به موفقيت برسد بايد براي كاري كه انجام ميدهيد دانش و مهارتهاي اساسي را داشته باشيد. اين ضروريات مرتباً در حال تغيير هستند. در وهله نخست بايد تواناييها و مهارتهاي اساسي كه اين امكان را فراهم ميكند تا كارتان را انجام بدهيد بهدست آوريد. اما اهداف اصلي مورد نظر همواره در كار شما نقش بنيادي را ايفا ميكند وتعيين كنندهي موفقيت يا شكست شما در كارتان هستند اگر ميخواهيد در كارتان موفق باشيد بايد در حوزهي اهداف اصلي كار توانا باشيد، حوزهاي كه مسئوليت كامل آن با شماست. اگر شما در اين حوزه فعال نباشيد، هيچ كس ديگري در آن فعاليت نخواهد كرد. حوزه اهداف اصلي حوزه فعاليتهايي است كه شما آن را تحت كنترل داريد، حوزهاي كه از يك طرف برون دادِ كار شماست و از طرف ديگر درون دادِ كار ديگران است و موجب همكاري بين شما و ديگران ميشود نقطه شروع داشتن عملكرد بالا براي شما اين است كه ابتدا اهداف اصلي كارتان را مشخص كنيد. با رئيستان در اين مورد صحبت كنيد و فهرستي از بروندادهاي حوزه كاريتان تهيه كنيد و مطمئن شويد كه افرادي كه از نظر شغلي مافوق شما، همتراز شما، و نيز پايينتر از شما هستند بااين فهرست موافقند به عنوان مثال، براي يك فروشنده پيدا كردن مشتري جديد از اهداف اصلي محسوب ميشود. موفقيت در اين كار بخش اساسي تمامي فرآيند فروش است. تمام كردن يك فروش هم از هدفهاي اصلي اين شغل محسوب ميشود. به انجام رسيدن يك فروش موجب ميشود تا زحمات بسياري افراد ديگر كه در توليد و ارائهي محصول يا خدماتِ عرضه شده سهيم بودهاند به نتيجه برسد براي صاحب يك شركت يا مديرعامل آن موفق شدن در گرفتن وام بانكي از اهداف اصلي محسوب ميشود. استخدام كردن افراد شايسته و محول كردن درست كارها به آنان نيز از اهداف اصلي اين كار است. براي يك منشي يا مسئول پذيرش، تايپ كردن يك نامه و يا پاسخ دادن به تلفنها و وصل كردن سريع و درست آنها به شخص موردنظر از اهداف اصلي اين شغل به شمار ميآيد. توانايي افراد در انجام سريع و بسيار خوب اين وظايف اصلي تعيين كنندهي ميزان حقوق و امكان پيشرفت آنها در كارشان است پس از آنكه اهداف اصلي كارتان را مشخص كرديد، قدم بعدي نمره دادن، از يك تا ده، به نحوه ي فعاليت هاي خود در رسيدن به هر كدام از اين اهداف است. در كدام زمينه قوي تر و در كدام زمينه ضعيف تر هستيد؟ در مورد كدام يك از اهداف نتايج عالي بدست آوردهايد و در مورد كدام يك عملكرد ضعيفي داشتهايد؟ در اين مورد قانوني وجود دارد: هدفي كه در آن ضعيفترين عملكرد را داشتهايد همان جايي است كه شما بايد ساير توانائيها و مهارتهاي خود را بهكار گيريد منظور اين است كه حتي اگر براي مثال در رسيدن به شش هدف از هفت هدف اصلي كارتان بتوانيد عملكرد عالي داشته باشيد، عدم توانايي و يا نداشتن مهارت كافي جهت دستيابي به هفتمين هدف، شما را از موفقيت باز ميدارد و ميزان موفقيت شما را در استفاده از تواناييها و مهارتها در ساير زمينهها و اهداف اصليتان محدود ميكند. ضعف شما در يك زمينه ميتواند مانع كارايي و اثربخشي شما و عامل اصلي برخوردها، اختلافنظرها و نهايتاً شكست شما در كار بشود براي مثال يكي از اهداف اصلي يك مدير تفويض اختيار است. توانايي انجام اين كار براي يك مدير بسيار مهم است زيرا اين كار او را قادر ميكند تا مديريت كند و بتواند از طريق بهكار گرفتن تواناييهاي ديگران به اهداف سازمان برسد. مديري كه نتواند بهخوبي كارها را به ديگران بسپارد، قادر نخواهد بود از ساير مهارتها و تواناييهاي خود حداكثر استفاده را بكند. عدم توانايي در محول كردن درست كارها به افرادِ ذيصلاح به تنهايي ميتواند باعث شكست يك مدير در كارش باشد يكي از علتهاي اصلي تنبلي و تأخير در انجام كار اين است كه مردم از انجام كارها و فعاليتهايي كه در گذشته در آن حوزهها عملكرد ضعيف داشتهاند خودداري ميكنند اكثر مردم به جاي تعيين هدف و برنامهريزي براي بهبود و پيشرفت در زمينهاي كه در آن ضعف دارند آن زمينه را بهطور كلي كنار ميگذارند. اين كار فقط وضع را بدتر ميكند بهعكس، هر چه توانايي شما در زمينهاي كه در آن ضعف داريد بيشتر شود، انگيزهي شما براي انجام آن كار بيشتر ميشود، كمتر تنبلي به سراغ شما ميآيد و بيشترمصمم ميشويد تا آن كار را تمام كنيد و يا در آن زمينه به مهارت بالاتري دست پيدا كنيد حقيقت اين است كه هر كسي نقاط قوت و ضعف دارد. از توجيه كردن و دفاع از نقاط ضعفتان دست برداريد. به جاي اين كار آنها را دقيقاً مشخص كنيد. هدف خود را تعيين كنيد و براي آنكه در هر يك از زمينههايي كه در آن ضعيف هستيد بهترين باشيد برنامهريزي كنيد. فكر كنيد! شايد براي آنكه در كارتان بهترين باشيد فقط به يك مهارت ديگر نياز داشته باشيد يكي از مهمترين پرسشهايي كه هميشه بايد از خودتان بپرسيد و به آن جواب بدهيد اين است: ‹‹ چه مهارتي است كه اگر من در آن عالي باشم بيشترين تأثير مثبت را روي كار يا شغل من ميگذارد؟ ›› از اين به بعد براي پيشرفت در كارتان از اين پرسش استفاده كنيد و پاسخاش را از خودتان بخواهيد. احتمالاً جوابش را از قبل ميدانيد از رئيستان، همكارانتان، دوستانتان و اعضاي خانوادهتان نيز اين سؤال را بپرسيد. پاسخ پرسش را پيدا كنيد و سپس براي پيدا كردن مهارت و عملكرد عالي در آن زمينه دست به كار شويد چيزي كه مايهي خوشحالي است اين است كه تمامي مهارتهاي كاري قابل يادگيري است وقتي فرد ديگري در يكي از مهارتهاي اصلي عملكردِ عالي دارد معنياش اين است كه شما هم اگر بخواهيد ميتوانيد در آن زمينه عالي باشيد يكي از سريعترين و بهترين راهها براي از بين بردن تنبلي و انجام سريعتر كار اين است كه در حوزههاي اصلي كارتان عملكرد عالي داشته باشيد. اين مهمترين كاري است كه ميتوانيد در زندگي حرفهاي خود انجام دهيد قورباغه را قورت بده! اهداف اصلي كارتان را مشخص كنيد. هدفهايي كه رسيدن به آنها نشاندهندهي آن است كه كارتان را به بهترين نحو انجام ميدهيد مشخص كرده و آنها را روي كاغذ بياوريد. سپس به هر كدام از آنها با توجه به نحوة عملكرد خود در آن زمينه از يك تا ده نمره بدهيد، و آنگاه توانايي يا مهارتي را كه اگر به خوبي از پس آن برآييد بيشترين تأثير را روي كارتان دارد تعيين كنيد فهرست اهداف اصلي را به رئيس خود نشان بدهيد و نظر او را بخواهيد. ازاظهارنظرهاي صادقانه استقبال كنيد. شما فقط در صورتي در كارتان عملكرد بهتري خواهيد داشت كه بتوانيد از نظرات سازنده ديگران استفاده كنيد. در مورد فهرستي كه تهيه كردهايد با كاركنان و همكاران خود مشورت كنيد عادت كنيد كه از اين به بعد مرتباً اهداف اصلي كارتان را تجزيه و تحليل كنيدهرگز از بهبود كار دست برنداريد. همين تصميم بهتنهايي ميتواند زندگيتان را متحول كند
|
||
